روزمره هاي شيرين
تاریخ : 7 آذر 1394
نویسنده : محمدجواد نژادعباسی
ديشب آقايي برام يه نيم بوت خوشگل خريد خيلي احتياج داشتم... بعدش يكم دور زديم تو خيابونا و از همه جا باهم حرف زديم اين روزا 

خيلي تو فشاره از اينكه خسته شده گفته از بيحرصلگيش كه باعثش فشار و بدهي هست گفت باهم از آيندمون حرف زديم و 

از خونه و ماشيني كه خواهيم داشت حرف زديم... يه جورايي از همون اول وقتي در مورد اين مسايل حرف ميزنم باهاش

يه حس خيلي خوبي بهم دست ميده انگار همه دنيا همون لحظه مال منه!

یک باکس

|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه:








آخرین مطالب

/